علم ژنتیک یکی از شاخههای علوم زیستی است. بوسیله قوانین و
مفاهیم موجود در این علم میتوانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت
به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در
داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم
انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر، از والد به نوزاد و
بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که
مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسمهاست، سروکار دارد. علم ژنتیک
در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت میکند.
علم زیست شناسی، هرچند به صورت توصیفی از قدیمیترین علومی
بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد
مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیدهاند و این امر انقلابی در علم
زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم، عدهای از پژوهشگران بر آن شدند که
نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل
مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه
ریاضیات بود، به نتیجهای نرسیدند.
دانشمندان زیادی در علم ژنتیک به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش داشته اند. در زیر درباره برخی از انها به طور خلاصه بحث خواهد شد.
● ویلیام هاروی (william harvey): در سال ۱۶۵۱ بیان داشت که
تمام موجودات زنده از جمله انسان از تخم به وجود می آیند و اسپرم فقط نقش
جان بخشیدن به نوزاد را دارد. او پزشک دربار چارلز اول پادشاه انگلستان
بود و بعدا استاد دانشگاه آکسفورد شد. او همچنین تئوری اپی ژنز
(Epigenesis) را ارائه داد. طبق این طئوری بافتها و ارگانهای جدید در
مرحله رشد جنینی در اثر نیروهای مرموزی به وجود می آیند که پتانسیل تشکیل
آنها قبلا وجود نداشته است. با اینکه هاروی بیش از ۸۰ گونه مختلف از
حیوانات را تشری کرد و جنین آنها را بررسی نمود ولی به علت نبود میکروسکوپ
قادر به مشاهده تخمک پستانداران نشد ولی وجود آنها را محتمل می دانست.
● ژان سوامردام (۱۶۸۰-۱۶۳۷ Jon swammerdam): سوامردام اهل
امستردام بود وبا کاربرد میکروسکوپ نتیجه مطالعات خود در مورد رشد حشرات
را در سال ۱۶۷۹ گزارش کرد. او رشد را به طور ساده بزرگ شدن یک حیوان ریز
ذره بینی به حیوانی کامل می دانست. بعدا با تکمیل این ایده نظریه جدیدی در
مورد رشد به نام تئوری پیش تشکیلی(Preformation) ارائه کرد. طبق این تئوری
یکی از گامتها اسپرم یا تخمک حاوی یک نوزاد کامل ولی بسیار کوچک است که در
صورت وجود شرایط مناسب رشد کرده و به نوزاد کامل تبدیل می شود. این تئوری
در مقابل تئوری اپی ژنز ارائه شد.
● رودلف ژاکوب کامراریوس(Rudolf jacob camerarius۱۶۶۵-۱۷۲۱):
پزشک آلمانی در سال ۱۶۸۴در مورد گرده افشانی و وجود ارگانهای تولید مثل در
گیاهان کلدار گزارش خود را ارائه داد. او نشان داد که در گیاه ذرت بذر ها
در صورتی به وجود می آیند که گرده بر روی مادگی پاشیده شود. بنابراین
نتیجه گرفت که گرده عضو نر و مادگی عضو ماده بوده و ارتباط انه را در قالب
چند تئوری و در مورد امیزش و لقاح توضیح داد. با اینکه از نظر تئوری مطلبی
اضافه بیان نداشت ولی کار او آزمایشات دورگه گیری را ممکن ساخت. او به
عنوان اولین شخصی که گیاه دورگه را به صورت مصنوعی به وجود اورد شناخته شد
و گیاهی با امیزش شاهدانه و رازک تولید کرد.